حسن حسن زاده آملى

134

هزار و يك كلمه (فارسى)

به تقرير ديگر همين مطلب را بيان نمائيم انشاء الله : در يك مملكتى يا شهرى كه مركب است از عقائد و مذاهب مختلفه كه برحسب شرع جائز است با يكديگر زندگانى كنند مثلا در كردستان و بعضى قراء خراسان كه هم شيعه يافت مىشود هم سنى ؛ يا در خوزستان و فارس كه هم عرب هست هم عجم ؛ و در بعضى بلاد آذربايجان كه هم ارمنى هست هم مسلمان ؛ وقتى بخواهند حاكمى بفرستند حاكم متعصبى را كه اختيار يك مذهب از مذاهب طرفين را نموده باشد نمىفرستند زيرا كه اگر يك حاكم سنّى متعصّب در شهرى كه يك قسمت عمده آن سنى و مابقى شيعه هستند بيايد ، مخصوصا در قديم كه ولات صاحب اختيار مطلق بودند ، البته براى شيعه‌هاى آن ولايت اسباب زحمت بود و رأى او با رأى سنىها موافق بوده شيعه‌ها را از شهر بيرون مىكردند و كم‌كم آنجا را منحصر به سنىها مىنمودند و بالعكس . پس اگر بخواهيم به هيچيك از اين دو مذهب اجحافى نشود و هر دو به آزادى در شهر زندگى كنند يك حاكمى بايد انتخاب شود كه بىطرف باشد و عصبيت نداشته باشد . و بايد دانست كه مذهب شيعه بر بىطرفى است نسبت به سنّىها ، چون ما آنها را مسلمان و محترم و مال آنها را محترم و خون آنها را حرام مىدانيم و برادر مىخوانيم هرچند آنها با ما اين گونه عقيده نداشته باشند . و همچنين در خوزستان حاكمى بايد فرستاد كه اخلاقش طورى معتدل بوده كه با عرب و عجم هر دو بسازد ، اگر تعصب عربى داشته باشد قهرا بر عجم آنجا بد مىگذرد ، و اگر تعصب عجمى داشته باشد بر عرب بد مىگذرد . همينطور واجب الوجود اگر حدود و خواصى داشته باشد بر ضدّ بعضى از ممكنات يا بر ضد تمام ممكنات البته آنهايى كه صفات و خواص ضدّى دارند به زودى معدوم و بر طرف شده از بين مىروند بلكه بايد گفت هريك از ممكنات حدّيست از خواص نامحدود او ، و مرتبه ايست از تجليات او ، و به اين جهت است كه عرفا مىگويند هريك از ممكنات مظهر يك اسم از اسماى حقند ، هرچند گفتن و شنيدن اين سخن دشوار است ولى حقيقت است كه شيطان هم مظهر اسم « يا مضل » است و به‌هرحال